برای تو دلبرکم...

خرید بک لینک

روزگار می گذره... همینجوری آرام و آرام میگذره... یک سال میشه دوسال، دوسال میشه سه سال و چهار سال و پنج و ده و یازده سال ... و من همینجوری عوض میشم... آرام و آرام عوض میشم... عوضی تر و عوضی تر و معمولی تر و معمولی تر...

فقط اون ته ته ها... اون جاهای عمیق ... تو هستی، تو موندی و یه کمی میل شاهنامه خوانی و شاهنامه نویسی...

دیگه نه آرمان و نه آرزویی، نه شوقی، نه دلخوشکنکی... کمی ترس و اندوه از پیرشدن مادر و پدر، کمی خوشحالی از رشد و نمو خواهرزاده ی مشترکمون، کمی نشاط از ترانه های فارسی که با وجود زندگی در اون ور آب یادگرفته و با یه ته لهجه ای بیگانه برام میخونه و کمی حس رضایت از باسواد کردن دانشجوهایی که شیفته مهارت خستگی ناپذیر تدریسم هستند و شاید هم کمی قدرشناس... همین! آهان... لذت ایده های علمی که با کمبود فجیع امکانات، لجبازانه و سرسختانه بعضیشون کار میشه و حوصله مقاله و چاپشون نیست مگر به زور و اصرار همکاران یا ترس از جریمه ترفیع سالیانه... همین!

معمولیِ معمولی در خودم می لولم... فرسوده و کمرنگ و بی هیچ پستی و بلندی...

رنگ پریده و آفتاب خورده و بی رنگ... من درون من...

الیکا...

ما را در سایت الیکا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:16

صفحه بندی