از یه سنی که بگذره، حداقل خودم اینطوری ام، کم کم حس می کنی که هیچ حس جدیدی رو تجربه نمی کنی! تمام این فانتزی های قدم زدن های دونفره رو تجربه کردم... توی برف، زیر بارش برف، بارون، زمستان، تابستان، برگ ریز خزان و شکوفه های روزهای آخر اسفند... همه رو تجربه کردم ... و از این بابت نمیدونم باید متاسف باشم یا نه. ولی از بابت از نبودن بعضی آدمها متاسفم... فقط فانتزی قدم زدن دو نفره در پیاده روی پارک ملت در بهار و بچه هایی که دو سه قدم جلوتر از ما میدوند و بازی می کنند رو دوست دارم تجربه کنم و مدام تجربه کنم... باقیش خیلی پوچه، زودگذره ... حتی اگر به نتیجه برسه هم زودگذره...
ما را در سایت الیکا دنبال میکنید
برچسب: فانتزی, نویسنده: بازدید: 64